
دین زرتشت که هزاران سال پیش از سوی اشوزرتشت، پیام آور یکتا پرستی سرزمینمان ایران بنیان گذاشته شد، در زمانی گسترش یافت که پنداربافی، بیداد، ستم و خشونت در بین مردم رواج داشت.
در آن زمان روحانیونی بنام کرپ صاحب اندیشه اجتماعی بودند و مردم ساده اندیش و نا آگاه را به پنداربافی دعوت می کردند و سفارش می کردند در کنار خدایان نیک و سازنده به خدایانی ویران کننده و آسیب رسان نیز باور داشته باشندکه دیوها نامیده می شدند و می گفتند برای خنثی کردن خشم و ستم خدایان زیان آور که موجب خشم در طبیعت ، بویژه بروز زلزله، آتش فشانی و خشکسالی ، آفتها و بیماری ها می شدند باید قربانی کرد و مراسمی ویژه داشت تا در نهایت خدایان ویران گر راضی شوند و دست از خشونت بردارند.
همراه با روحانیون پندارباف، فرمانروایان ستمگر نیز حضور داشتند بنام کاوی ها که این نظریه و پندار را تایید می کردند و با خشونت و فشار، مردم را به پیروی از راهکارهای نادرست کرپ ها سفارش و مجبور می کردند.
اما زرتشت این شیوه را برای مردم ساده اندیش ایرانی ناروا دانست و در پی پاسخگویی به هر دو گروه آسیب رسان و مبارزه با آنان برآمد. از آنجا که آشوزرتشت سخنان و اندیشه تازه ای برای برخی از پدیده های طبیعی ارائه می کرد، از یک سو برای مردم آن زمان، ناآشنا و باورنکردنی بود و از سوی دیگر برای کرپان و کاویان ناخوشایند بود، زیرا بازار آنان را کساد می کرد. به هر روی پیامبر به مدت ده سال به طبیعت روی آورد و تلاش کرد پرسش ها و رازهای زندگی و پدیده هستی را در خلوت با خدای خویش دریابد.
او برای نخستین بار دریافت که هستی را آفریننده ای هست و اوست که هنجاری درست را بر جان جهان حاکم کرده است، هنجاری که خلل ناپذیر است و کوچکترین کژی و کاستی و پلیدی در آن راهی ندارد، پیامبر این هنجار را اشا نامید، یعنی سامان درست و راست که نه تنها کره زمین و موجودات روی آن خواسته یا ناخواسته از آن پیروی می کنند، بلکه بزرگترین کهکشانها نیز باید از این هنجار پیروی کنند تا بر هستی خود پایدار بمانند و کوچکترین ذره ها نیز برای پویاییی و پایداری خود باید در راستای قانون اشا با یکدیگر کنش و واکنش داشته باشند تا هستی در نیستی پدیدار شود.
پیامبر راستی، بر پایه هنجار اشا برا یانسان نیز در زندگی جهانی هدفی ارزشمند و وظیفه ای مقدس یادآوری می کند، در بینش اشوزرتشت هر فرد تنها به یکی از دو شکل رفتاری می تواند یا از اندیشه خویش بهره بگیرد تا در جمع آفریدگان هستی، هویت خود را در جایگاه انسان هوشمند نمایان کند یا با آسیب و خشونت به دیگران با خرد بیگانه باشد.
بدین ترتیب زرتشت چند مورد را مشخص ساخت: اول آنکه حوادث طبیعی بر اثر خشم خداوند نیست و این یک واکنش طبیعی می باشد که طبق برنامه ای از پیش تعیین شده توسط طبیعت برای حفظ خود اجرا می شود.
دوم ما انسانها هستیم که با عملکرد خودمان باعث جنگ و خشم و بدبختی می شویم نه خداوند.




